خرید بک لینک
نقل است که خاقانی روزی به مجلسی دعوت می شود. صاحبان مجلس که قدر و قیمت شاعر را نمی شناختند، او را در پایین مجلس می نشانند. همین امر سبب رنجش شاعر شده و این قطعه را می سراید: کارکرد جهان دون عجب است همه سوگ است و نام او طرب است وانکه نادان، ستور او به تک است وانکه دانا، کمیت او عقب است گر فروتر نشست خاقانی چه کند روزگار بی ادب است! قل هو الله نیز در قرآن زیر تبت یدا ابی لهب است! برچسبها: شعر آزاد + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ساعت 9:42 توسط rohi |

برچسب: نویسنده: بردیا طباطبایی تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 17:42

در هوایت بیقرارم روز و شب سر ز پایت برندارم روز و شب روز و شب را همچو خود مجنون کنم روز و شب را کی گذارم روز و شب جان و دل از عاشقان میخواستند جان و دل را میسپارم روز و شب تا نیابم آن چه در مغز منست یک زمانی سر نخارم روز و شب تا که عشقت مطربی آغاز کرد گاه چنگم گاه تارم روز و شب میزنی تو زخمه و بر میرود تا به گردون زیر و زارم روز و شب ساقیی کردی بشر را چل صبوح زان خمیر اندر خمارم روز و شب ای مهار عاشقان در دست تو در میان این قطارم روز و شب میکشم مستانه بارت بیخبر همچو اشتر زیر بارم روز و شب تا بنگشایی به قندت، روزهام تا قیامت روزه دارم روز و شب چون ز خوان فضل روزه بشکنم عید باشد روزگارم روز و شب جان روز و جان شب ای جان تو انتظارم انتظارم روز و شب تا به سالی نیستم موقوف عید با مه تو عیدوارم روز و شب زان شبی که وعده کردی روز بعد روز و شب را میشمارم روز و شب بس که کشت مهر جانم تشنه است ز ابر دیده اشکبارم روز و شب برچسبها: مولانا + نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت 18:42 توسط rohi |

برچسب: نویسنده: بردیا طباطبایی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 16:27

برچسب: نویسنده: بردیا طباطبایی تاريخ: شنبه 23 دی 1396 ساعت: 16:27

صفحه بندی